تبليغاتX
تنهایی من

تنهایی من

جملات کوتاه و زيبا
 
bullet
When God leads you to the edge of the cliff, trust him fully. Only one of two things will happen :
Either he will catch you when you fall,
Or he will teach you how to fly.
bullet
وقتي خدا تو رو به لبه صخره هدايت مي کنه، بهش کاملاً اعتماد کن. فقط يکي از اين دوتا اتفاق ميافته :
يا مي گيردت وقتي مي افتي،
يا بهت ياد ميده پرواز کني.
************ ********
bullet
When there's no will, there's no way. (George Bernard Shaw)
bullet
وقتي خواسته و آرزويي نباشد هيچ راهي وجود ندارد. (جرج برنارد شاو)
bullet
کسی که می تواند، انجام می دهد و کسی که نمی تواند یاد می دهد. انسان منطقی خود را با جهان وفق می دهد. انسان غیرمنطقی تلاش می کند که جهان را با خود وفق دهد. (جرج برنارد شاو)
************ ********
bullet
از خداوند نیرو خواستم، ضعیف آفرید که تواضع بندگی را بیاموزم.
از او سلامتی خواستم که کارهای بزرگ انجام دهم، ناتوانم آفرید که کارهای بهتری انجام دهم.
از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم، فقرم بخشید که که عاقل باشم.
از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را به دست آورم، شکستم بخشید که بدانم پیوسته نیازمند اویم.
از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت برم، آنچه خواستم به من نداد. آنچه بدان امید داشتم به من بخشید و دعاهای نگفته ام مستجاب شدند و آنها این بودند:
من هستم در میان انسانها و غرق در نعمات پروردگار
روی کامپانلا
************ ********
bullet
مراقب خرجهای کوچک باش،شکافی کوچک می تواند کشتی بزرگی را غرق کند.
bullet
یا چیزی بنویس که ارزش خواندن را داشته باشد یا کاری بکن که ارزش نوشتن داشته باشد.
bullet
کسی که عاشق خودش باشد هیچ رقیبی نخواهد داشت.
bullet
حماقت یعنی کار واحدی را بارها و بارها انجام دادن و انتظار نتایج مختلف داشتن.
bullet
جایی که ازدواج بدون عشق باشد حتماً عشق بدون ازدواج نیز خواهد بود.
bullet
با همه مؤدب، با بیشتر کسان اجتماعی، با تعداد کمی صمیمی، با یک نفر دوست باش و با هیچ کس دشمن نباش.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 14:51  توسط سپیده  | 

عشق

، عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شود
، و اوهيچوقت نداند كه چرا خيس نشده
وقتي معلم گفت عشق چند بخشه؟ زود دستمو بردم بالا
و گفتم يك بخش، اما از وقتي كه تو
 رو شناختم فهميدم سه بخشه! آتش ديدن تو،
شوق با تو بودن، اندوه بي تو ماندن


عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر و بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 9:1  توسط سپیده  | 

18 Rules for @ successful life  
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 7:31  توسط سپیده  | 

نقل قولهای عاشقونه

.- عشق=زندگي، ترس=مرگ. هيچ حد وسطي براي آن وجود ندارد. ·- عشق با دوست داشتن خودتان آغاز مي شود. ·- کار نبايد اولين اولويت زندگي شما باشد. ·- هميشه به نداي درونتان گوش دهيد. به ندرت دروغ مي گويد. ·- زندگي شما و زندگي آنها که دوستشان داريد، اکنون اتفاق مي افتد. زندگي شما مقدمه ي نمايشي براي زندگي بعدي که خواهيد داشت نيست....پس با عشق زندگي کنيد. ·- هيچ ترازويي براي اندازه گيري عشقي که مي توانيم به ديگران و خودمان بدهيم، وجود ندارد. ·- بخشش عشق را نبايد روي تابلوي امتيازات برآورد کرد. ·- خوشبختي بايد از درون شما آيد. ·- پول موضوع زندگي نيست. ·- شکايت کردن فقط ترس، ناامني، و بدبختي را بيشتر مي کند. ·- هر روز با احساس قدرشناسي از خواب بيدار شويد. ·- شبها قبل از خواب، به آنچه که در طول روز نسبت به آن قدرشناس بوده ايد فکر کنيد. ·- براي رسيدن به آنچه واقعاً از زندگي مي خواهيد، هدف هايتان را پست و کم نکنيد. ·- براي رسيدن به روياهايتان و مهمتر از آن عشق تلاش کنيد. ·- خودتان را باور کنيد. ·- هر روز بيشترين تلاش خود را به کار گيريد، و هيچگاه به گذشته نگاه نکنيد. ·- مجرد ماندن هيچ اشکالي ندارد. ·- تنها بودن به معناي ش*****ت خوردگي نيست. ·- عشق، وقتي که انتظارش را نداريد در خانه تان را مي زند. ·- براي عاشق شدن، هر روز و هميشه بايد تمرين کنيد. ·- عشق يک نبرد است، با آن به همين صورت برخورد کنيد. ·- قرار عشقي مثل دوچرخه سواري است؛ شما هيچوقت فراموش نمي کنيد که چطور بايد آن را انجام دهيد. ·- اگر تعداد دوستان واقعيتان به اندازه انگشتان يک دستتان باشد، واقعاً فرد خوشبختي هستيد. ·- هر روز و هميشه تفريح کنيد. ·- نفس هميشه شما را دچار مشکل مي کند. جايي را پيدا کنيد که آن را براي هميشه دفن کنيد. ·- همه ي ما برنده هستيم. هيچ بازنده اي وجود ندارد. انتخاب با شماست. ·- از تجزيه و تحليل بيش از حد دست برداريد، فقط عمل کنيد. ·- قدم زدن درماني بسيار عالي است. جسم را ورزش مي دهد و فکر را روشن و پاک مي کند. ·- هر روز يک نفر را تحسين کنيد. ·- عشق به چه مربوط است؟...به همه چيز! ·- مسائل مادي به زندگي شما عشق و خوشبختي نمي آورد. ·- اگر اعتماد نکنيد، نمي توانيد عاشق شويد. ·- عشق شخصي ديگر بايد متمم ما باشد نه مکمل ما. ·- اهميت و زيبايي لمس کردن را درک کنيد. ·- از کودک درونتان کمک و راهنمايي بخواهيد. ·- عشق واقعي بي قيد و شرط است. ·- عشق بهترين هديه اي است که مي توانيد به *****ي بدهيد، مخصوصاً به خودتان. ·- درمورد هيچ زن يا مرد ديگري قضاوت نکنيد؛ اين حق را نداريد. ·- به هر ***** به خاطر آنچه که هست احترام بگذاريد، و با همه با يک ميزان عشق و احترام رفتار کنيد. ·- ترس نمي گذارد عشق را به طور کامل تجربه کنيد. ·- جايي در درون همه ي ماست که به ما اجازه مي دهد به عشق رجوع کنيم. ·- هر روز، براي خودتان وقت بگذاريد. ·- هيچ وقت، همه چيز را نخواهيم فهميد. اين زيبايي زندگي است و مهمتر اينکه زيبايي عشق است. ·- عشق واقعي با هيچ رشته اي به هم متصل نمي شود، هيچ توقعي هم وجود ندارد. ·- بدون توقع زندگي کنيد، اينطوري هيچوقت نااميد نخواهيد شد. ·- در رابطه هايتان، فرديت خودتان را حفظ کنيد. ·- احساساتتان را صادقانه با همه در ميان بگذاريد. ·- سازش و مصالحه هيچ اشکالي ندارد. ·- هميشه خودتان را باور کنيد. ·- براي اينکه عاشق شويد، بايد بتوانيد گذشت کنيد، گذشتي کامل و بي قيد و شرط. ·- دوست داشتن خودتان، خودپسندي نيست. ·- خوشبختي از درون خودتان مي آيد، نه از *****ي ديگر. ·- صبر پاداش خوبي دارد. ·- رابطه هاي عاشقانه مستلزم تعهد است. ·- زندگي انتخاب است. بدانيد که هميشه مي توانيد انتخاب کنيد. ·- شما نمي توانيد هيچ ***** را تغيير دهيد، مگر اينکه آن فرد خود بخواهد که تغيير کند. ·- هوشياريتان را بالا بريد. ·- همه ي ما مي توانيد فوق العاده باشيم، فقط کافي است خودمان را باور کنيم. ·- هيچگاه نخواهيد توانست آن رابطه ي عاشقانه اي که مي خواهيد را با *****ي داشته باشيد، مگر اينکه براي رسيدن به آن سعي و تلاش کنيد. ·- خودِ واقعيتان را به همه نشان دهيد. ·- هميشه روياها، اهداف، ارزشها و شيوه ي زندگي خودتان را بدون هيچگونه سازش، حفظ کنيد. ·- مرغ همسايه هيچوقت غاز نيست. ·- قبل از اينکه بپرسيد "تو هماني هستي که من مي خواهم؟"، به خاطر داشته باشيد که بپرسيد: "تو هماني نيستي که من مي خواهم؟" ·- هيچوقت از سوال کردن هراس نداشته باشيد. پاسخ سوالها انتخاب هاي بهتري جلوي روي زندگيتان خواهد گذاشت. ·- صميميت جنسي باعث تقويت و جهندگي يک رابطه ي عاشقانه مي شود. ·- واژه بهتري براي غيبت=تبادل اطلاعات ·- مادرم هميشه مي گويد: "همه چيز را ساده بگير." ·- زندگي ثروت، موفقيت و آنکه بيشتر پول درمي آورد نيست. زندگي درمورد عشق است. ·- ياد بگيريد که براي به دست آوردن چيزهاي کوچک عرق نريزيد و تلاش نکنيد. ·- رفتار مثبت و سالم، زندگي شما را جلوتر خواهد انداخت. خشم و حسادت فقط باعث بدبختي است. ·- وقتي افکار منفي به ذهنتان مي آيد، با به خاطر آوردن تجربه هاي خوب و مثبت از گذشته آنها را خاموش کنيد. ·- فقط با افکار، حرف ها، و رفتارهاي روزانه مان در مقابل ديگران، بخصوص فرزندانمان، مي توانيم دنيايي زيبا و محبت آميز خلق کنيم. ·- همه چيز را به خودتان نگيريد. ·- بدبختي عاشق همراهي است. از آن همراه دوري کنيد. ·- هميشه از موفقيت و خوشبختي ديگران شاد شويد. ·- لبخند زدن آسان تر از اخم کردن است. ·- يک فرد موفق واقعي فروتن است و نيازي نمي بيند تا موفقيت يا ثروت خود را به ديگران نشان دهد. ·- موفقيت با دلار و سِنت اندازه گيري نمي شود. ·- خوشبختي هميشگي فقط يک رويا نيست. ·- نوميدي فقط بدبختي را مجذوب خود مي کند. ·- ياد بگيريد که درست نفس بکشيد، استرستان را کاهش خواهد داد. ·- زندگي تنوع زيادي از انتخاب هاي مختلف است. اين ما هستيم که چه چيز را انتخاب کنيم. ·- اطرافتان را با افرادي مثبت و بامحبت پر کنيد. ·- احساس ترس و ناامني باعث انتخاب هاي بد مي شود. ·- هيچ رابطه اي ارزش از دست دادن فرديت و شخصيتتان را ندارد. ·- يک ازدواج سالم وموفق آن است که طرفين بتوانند با هم مکالماتي طولاني داشته باشند. ·- "نه" گفتن هيچ اشکالي ندارد. ·- بيان احساساتتان در نوشتن براي روح و روانتان عالي است. ·- زندگي اين نيست که همه را از خود خوشنود نگاه داريد. ·- هر روز با احساس قدرشناسي زندگي کنيد. ·- با نگراني فقط انرژيتان را هدر مي دهيد. ·- اگر ريسک نکنيد، هيچ چيز به دست نمي آوريد. ·- هر چه پيرتر مي شويد، بهتر مي شويد. ·- هميشه احساساتتان را صادقانه ابراز کنيد، به خصوص وقتي روز بدي داشته ايد. ·- احساسات دردناک و منفي اشکالي ندارد، اما نه اينکه بخواهيد با آنها زندگي کنيد. ·- وقتي عشق در يک رابطه فروکش مي کند، حس آشنايي و آسايش چيزي است که زوج ها را کنار هم نگاه مي دارد. حس آشنايي و آسودگي بدترين دليل براي کنار هم ماندن است. ·- وقتي *****ي مي گويد: "روز بدي داشته ام." هيچوقت نگوييد "بد فکر نکن." حرف شما به اين معناست که درست نيست احساسات منفي خود را بروز دهي. ·- نقاط ضعف و قدرت خود را بشناسيد. ·- هيچ وقت از درخواست کمک هراس نداشته باشيد. ·- سوء استفاده ي فيزيکي و روحي قابل قبول نيست. از آنها خودداري کنيد. ·- هر روز با عشق زندگي کنيد. ·- اگر روياهايتان را دنبال کنيد، هيچوقت نااميد نخواهيد شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 20:8  توسط سپیده  | 

 
عشق چیست؟
 
 
* عشق بهترین و پاک ترین است.عشق تنها چیز پاک در این دنیاست.
* ما در اسارت جامعه گرفتاریم و عشق به حاشیه رانده شده است.
* عشق واقعی یا کذاب بی معنی ست.عشق,عشق است.
 
* همه ی ما عشق را تجربه کرده ایم.
* هیچ تعریفی از عشق کامل نیست,چون عشق همه چیز است,عشق بهترین و پاک ترین است.
 
*در روابط انسانی,سکس, وسیله ی عشق برای ایجاد پیوند بین انسان هاست.سکس وسیله ای بیش نیست! هدف,پیوند است.
 
* جامعه می گوید مستقل و تنها باش ولی در خدمت من.عشق می گوید در خدمت خود باش ولی آزاد و عاشق.
* باور جدایی می آفریند.عشق,یگانگی.
* تمام تلاش های جامعه در جهت حکومت بر ما و محو عشق به عنوان نیروی رقیب است.
 
 
 
 
هر کدام از ما, از کودکی تعریفی از عشق در ذهنمان بوده است.و این تعریف به مرور
 
زمان تغییر کرده است.گفته ها و شنیده و دیده ها در تغییر این تعریف موثر بوده است.
 
جامعه و ابزارهایش و همچنین تلخی ها و رنج های زندگی هم تاثیر گذار بوده.
 
کودک که بودم,عشق,انرژی موجود بین دو دختر و پسر یا زن و مرد بود.بعد ها پیش
 
خود گفتم : شاید عشق همان دوست داشتن است! بعدها گفتند دوست داشتن از
 
عشق برتر است!
 
از خود می پرسیدم : عشق چیست؟
 
و همانطور که بزرگتر می شدم تعریفم از عشق تغییر می کرد.(و خواهد کرد! )
 
چندی پیش به این نتیجه رسیدم:
 
عشق تنها چیز پاک در این دنیاست.
 
هیچ تعریفی از عشق کامل نیست,چون عشق همه چیز است,عشق بهترین و پاک
 
ترین است.
 
عشق درس از خودگذشتگی می دهد.با عشق دیگر خود را نمی بینی.با عشق بدی
 
های دیگران را نمی بینی.فقط خوبی می بینی.با عشق همه چیز خوب است.
 
آنجایی که جز معشوقه چیز با ارزش دیگری نداری,پیام عشق عدم وابستگی به دنیا و
 
رهایی ست.آنجا که بدی ها و زشتی های معشوقه را نمی بینی,عشق می گوید
 
فقط خوبی را ببین.بدی اصیل نیست!
 
آنجا که فقط خوبی می کنی و بدی نی کنی,عشق درس محبت و ایثار و از
 
خودگذشتگی می دهد.
 
 
آنجا که دست به خشونت می زنی,عشق می گوید که برای اثبات محبتت,برای
 
وصال,برای معشوقه ات,برای اثبات از خودگذشتگی ات,حتی می توانی خشونت
 
کنی.عشق به هرطریقی می خواهد خودنمایی کند!
 
عشق نمی خواهد فاصله و  ابهامی بین انسان ها باشد,بنابر این در ابهام,عشق
 
بسیار تاثیرگذار می شود.
 
مادر بدی های فرزند را نمی بیند,حتی دیدن این بدی ها هم مانعی در راه عشق
 
ورزی او نخواهد بود.ولی نمونه ها و تجربه های مادران جامعه به او می گوید در راه
 
عشق ورزی کمی بیشتر بیندیشد! به بی وفایی های دیگر فرزندان جامعه نیز توجه
 
کند!
 
 
عشق همه ی خوبی ها را دارد.عشق همه چیز است.
Love Is All
 
با عشق بدی بی معنی ست.عشق یعنی فنا.عشق می گوید که خودت را(محصول
 
جامعه) فراموش کن و در خدمت من باش.در خدمت صلح و محبت باش.در خدمت
 
پاکی و راستی باش.
 
 
همه ی ما عشق را تجربه کرده ایم.
 
ولی تفاوت در شرایط فرد و البته شخصیت است.هر کدام از ما با عشق در ارتباط بوده
 
ایم.ولی بسته به اینکه چقدر از قید و بند جامعه آزاد شده باشیم,می توانیم عشق را
 
درک کنیم.بسته به اینکه چقدر آزاد و رها باشیم.بسته به اینکه  باورها و اعتقادات و
 
آداب و رسوم و عوامل محیطی چقدر بر ما تاثیر گذار بوده است...
 
عشق واقعی یا کذاب بی معنی ست.عشق,عشق است.
 
شنیده اید که می گویند عشق کاذب.یا عشق حقیقی و واقعی.
 
عشق عشق است.حتی عشقی که که بین دو نوجوان وجود دارد و به آن عشق
 
سطحی می گوییم ,عشق است.ولی چیزی که موثر است و نادیده گرفته شده
 
شخصیت فرد(محصول جامعه) است.
 
شخصیت و تمام عوامل موثر بر آن,در رفتارهای یک شخص موثر است.عشق بر رفتار
 
فرد تاثیر می گذارد,شخصیت هم  تاثیر گذار است.با تغییر شخصیت,رفتار فرد هم
 
ممکن است تغییر کند. عشقی که می گویند سطحی ست همین است.در اینجا
 
جوانب مختلف شخصیتی دو فرد در نظر گرفته نشده است.عشق سطحی نبوده.
 
ولی اگر در روابط عاشقانه,شخصیت و جوانب آن در نظر گرفته شود,و به طور
 
کلی آینده نگری شود,رابطه ماندگار تر خواهد بود.وگرنه عشق همیشه ماندگار است!
 
و از بین رفتنی نیست!
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 6:41  توسط سپیده  | 

حالا من موندم و...
حالا من موندم و يه آسمون بي ستاره و يه حسرت هميشگي...

منو ببخش خيلي وقته نديدمت خيلي وقته چشام بي تابي مي كنن .

نازنينم ....

نمي دونم از من چي ديدي كه حتي توي خوابهام هم نمي بينمت .

نمي دونم راز عشقمونو واسه كي تعريف كردي كه اينطور تو كارمون گره انداخت و ما رو از هم جدا كرد ..

. يادته ...




يادته شبا رو پشت بوم بي خيال با هم ستاره ها رو مي شمرديم .

تو مي گفتي من به قدر همه ي اين ستاره ها خاطر خواه دارم .

من نگاه كردم به آسمون و گفتم ببين يه ستاره ي پر نور اونوره اون كدوم يكي ازعاشقاته ؟

تو به من نگاه كردي و خنديدي ....

نمي دونم شبا تو آسمون روياهات هنوز اون ستاره پر نور رو مي بيني .... يا .....

حالا من موندم و يه آسمون بي ستاره و يه حسرت هميشگي ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 7:2  توسط سپیده  | 

                
       هو من هو في احسا نه قديم
 
 
           نام  تو  را   خوا ندم  و  شعري   سپيد
         
           در      غز لستا ن     خيا لم       د ميد  
      
در  پي   نا م    تو  غزل  مست   مست
 
آمد   و   د ر   خلوت    شعرم    نشست
 
حرف    تو   را    گفتم   گويي    بهار
 
با   دل   من   دا شته    صد ها    قرار
 
نا م    تو    آ غا ز     شكوفايي    است
 
حرف    تو   لبريز  ز   گويايي   است
 
پيش     قد وم    تو    افق    خم     شده
 
سنگ    پر  ا ز  صحبت   زمزم   شده
 
بيد   اگر  خم   شده    مجنون     توست 
 
لاله   ا گر  سوخته   دل   خون   توست 
 
سرو     ا گر     قا متي       ا فر ا شته
 
را يت      سبز     تو      نگه     داشته
 
 گل   چو  به    توصيف   تو  پردا خته
 
گونه ا ش   از   شوق   گل     ا ندا خته
 
آ ب    ز  حرف    تو    زلا ل      آ مد ه
 
رود   ا ز  ا ين    زمزمه   حا ل    آمد ه
 
غنچه    به   عطر    نفست   باز   شد
 
فصل    شكفتن    ز   تو    آغاز    شد
 
شعر      ا گر      عا طفه       آموخته
 
چشم      به     لعل    غزلت     دوخته
 
آ يينه      و     آ ب      زلال      توا ند
 
در  همه    جا   غرق   خيا ل     توا ند
 
آ ب   گرفته  ا ست   ز  رو يت    وضو
 
آ ب     به   لطف   تو   پر   از     آ برو
 
هر  چه  بها ر  ا ست   ز  لبخند    توست
 
هر  چه   شكوفه  ا ست  ز   پيوند  توست
 
بي     تو   سخن    بود    تغزل     نبود
 
عا طفه    و   عشق   و    تخيل     نبود
 
بي   تو  سخن ها   همه  بي   با ل   بود
 
سيب     سبد هاي    غزل   كا ل     بود
 
عشق   و   سخن   را   به  هم  آ ميختي
 
صد   غزل   تا زه    در   آ ن    ريختي
 
پنجره ا ت     تا    غزل    آ غا ز   كرد
 
بسته  ترين    پنجره    را     با ز   كرد
 
ني   همه   جا    ا ز   تو   حكا يت   كند
 
سا ده      صميما نه     صدا يت      كند
 
پنجره    تا   سوي    تو   وا     مي شود
 
خانه    پر    از     آ يينه ها     مي شود
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 7:26  توسط سپیده  | 

             
عشق یعنی سوختن یا ساختن
 
عشق یعنی زندگی را باختن
 
عشق یعنی انتظار و انتطار
 
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
 
عشق یعنی دیده بر در دوختن
 
عشق یعنی در فراقش سوختن
 
عشق یعنی لحظه های التهاب
 
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
 
 
                  گفتی بیا من اومدم
                                      رفتی منم نیومدم
                                                         گفتم بخون نمی خونی
                                                                             باشه برو نمی مونی
                گفتم بهم یه روزی تو
                                  جار می زنی پیروزی تو
                                                          حالا چی شده اشک چشات
                                                                              دارند می ریزند زیر پات
                می خوای بیای مشکلی نیست
                                برای مشکل دلت دیگه که راه حلی نیست
                                                        ............ ......... ......... ........
 
       
 
 
 
  بايد خريدارم شوي تا من خريدارت شوم
           وز جان و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم
  من نيستم چون ديگران بازيچه بازيگران
            اول بدام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم
 
دروازه
   قلبم
      نوشتم
         ورود ممنوع
♥ ♥ ♥ ♥ ♥
عشق
  آمد و
     گفت
        من
          بی سوادم
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 6:48  توسط سپیده  | 

عشق

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد

love is wide ocean that joins two shores
 

زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن

life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
 

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود

love is something silent , but it can be louder than onything when it talks
 

عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني

love is when you find yourself spending every wish on him
 

عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند

love is flower that is made to bloom by two gardeners
 

عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد

love is like a flower which blossoms whit trust
 

عشق يعني ترس از دست دادن تو

love is afraid of losing you
 

پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد

no matter what the question is love is the answer
 

وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست

when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
 

زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند

love is the one thing that still stands when all else has fallen
 

عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد

love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
 

عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد

love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times
 
 
خیلی دنبال این متنها گشتم . و آخرش هر کدومو از یه جایی پیدا کردم .... امیدوارم خوشت اومده باشه
 
  ژاله یعنی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟  
یکی بود یکی نبود.
زمانیکه خدا کار ساختن دنیا را به پایان رساند خواست تکه ای از وجود خدائی خود را،جرقه ای از هستی خود را برجا بگذارد
نویدی به انسان از آنچه او می تواند با تلاش به آن تبدیل شود.
اودنبال جائی بود تا آن هدیه با ارزش را درآن مخفی کند
چون او توضیح داد که چیزی که انسان بتواند به آسانی آن را پیدا کند هرگز برای آن ارزش قائل نخواهد شد.
یکی از مشاورینش گفت:پس شما باید آن را روی بلندترین قله کوه در روی زمین پنهان کنید
خدا سرش را تکان داد:نه برای انسان که یک موجود ماجراجوست و او خیلی زود یاد خواهد گرفت از بلندترین قله ها بالا رود.
پس ای خدای بزرگ آنرا در اعماق زمین پنهان کن.
خدا گفت:فکر نمی کنم،انسان یکروز کشف خواهد کرد که می تواند تا عمیق ترین قسمت های زمین را حفر کند
خدایا پس در وسط اقیانوس ها
خدا سرش را تکان داد:می دانید من به انسان مغز دادم و یک روز او یاد خواهد گرفت و به سمت اقیانوس های بزرگ براند.
مشاورینش فریاد زدند:خدایا پس کجا؟
خدا لبخندی زد و گفت:من آنرا در جایی پنهان خواهم کرد که هر مرد و زنی که به اندازه کافی و به طور خالصانه و عمیق نگاه کند
قادر خواهد بود آنرا پیدا کند
من آنرا در قلبهایشان پنهان خواهم کرد.

freedom
   
افسوس آن زمانی که باید دوست بداریم
   کوتاهی میکنیم.
             آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم.
            و بعد برای آنچه از دست رفته اه میکشیم.  ( نمی خوام هیچ وقت اینجوری بشه )
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 7:58  توسط سپیده  | 

شقایق

 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

شقايق گفت:با خنده نه بيمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم

گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي

يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت

ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب

مي گفت :

شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري

به جان دلبرش افتاده بود- اما

طبيبان گفته بودندش

اگر يک شاخه گل آرد

ازآن نوعي که من بودم

بگيرند ريشه اش را و

بسوزانند

شود مرهم

براي دلبرش آندم

شفا يابد

چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را

بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده

و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه

به روي من

بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من

به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و

به ره افتاد

و او مي رفت و من در دست او بودم

و او هرلحظه سر را

رو به بالاها

تشکر از خدا مي کرد

پس از چندي

هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت

و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت

به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟

در اين صحرا که آبي نيست

به جانم هيچ تابي نيست

اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من

براي دلبرم هرگز

دوايي نيست

واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!

نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و

من در دست او بودم

وحالا من تمام هست او بودم

دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟

نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟

و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت

که ناگه

روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد

دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه

مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت

نشست و سينه را با سنگ خارايي

زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما ! آه

صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد

زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد

و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد

نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را

به من مي داد و بر لب هاي او فرياد

بمان اي گل

که تو تاج سرم هستي

دواي دلبرم هستي

بمان اي گل

ومن ماندم

نشان عشق و شيدايي

و با اين رنگ و زيبايي

و نام من شقايق شد

گل هميشه عاشق شد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 7:55  توسط سپیده  |